تاریخ:28 February, 2020

دختر، سود خالص

امام صادق علیه السلام به من فرمود: به من خبر رسیده که دخترى برایت متولد شده و تو او را دوست ندارى ، او چه ضررى براى تو دارد؟ گلى است که مى بوئى و روزیش هم به عهده دیگرى است .

کتاب «آداب رفتار با دختران‏» اثری از خانم معصومه حیدری پیرامون موضوع نحوه رفتار با دختران است که منتخبی از این نکات را در شماره های گوناگون تقدیم علاقمندان می نماییم.

* فصل دوم: نقش خانواده و دختران

– تقدس خانه

از قرآن و روایات اهل بیت استفاده مى کنیم آن خانه اى که در آن الفت باشد، در آن خانه اى که خدمت به یکدیگر باشد، در آن خانه اى که نماز و روزه و یاد خدا باشد، در آن خانه اى که قرآن و دعا و راز و نیاز با خدا باشد این خانه در نزد خدا با عظمت است و پروردگار عالم خواسته است که این گونه خانه ها با عظمت باشد، با برکت باشد، براى اهل آسمانها بدرخشد، نظیر ستاره که براى ما درخشندگى دارد و به عکس از قرآن و روایات اهل بیت استفاده مى کنیم که آن خانه هایى که در آن خانه ها عداوت باشد، ناسازگارى باشد، در آن خانه ها نماز، قرآن ، دعا نباشد، در آن خانه هایى که گناه باشد این خانه تاریک است ، این خانه ها مبارک نیست و شیاطین در آنها رفت و رشد دارند و مورد نفرت ملائکه اند، قرآن مى فرماید:

فى بیوت اذن الله ترفع و یذکر فیها اسمه/ در خانه هایى که خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آنجا ذکر نام خدا شود.

مى فرماید: یک نوع خانه هایى هستند که خداوند خواسته است باعظمت باشند مثل اینکه یک کسى این خانه ها را گرفته و از نظر معنوى بالا مى رود و مى فرماید: این خانه ها آن خانه هائى است که در آنها یاد خدا مى شود، تسبیح خدا مى شود، این خانه ها آن خانه هایى است که افراد آن به یاد خدا هستند و اقامه نماز و ایتاء زکات مى کنند. خانه هایى که در نزد خدا عظمت دارند، خانه هایى که در عالم ملکوت و در نزد ملائک عظمت دارند، آن خانه هایى هستند که در آنها نماز مى خوانند، زکات مى دهند، خداترسها در آنها زندگى مى کنند یعنى گناه در آنها نیست .

خانه اى که در آن گناه باشد، خانه اى که در آن اختلاف باشد استعدادکش ‍ است ، نشاطکش است ، بچه را بى استعداد مى کند، بچه را بى نشاط مى کند و… .

– خانواده مرکز عواطف

خانواده مرکز عشق و عواطف است ، محبت ها، دوستى ها، صلحها، آشتى ها همه گاه از خانه منشاء مى گیرند و در ایجاد این عاطفه و دوستى نقش اساسى دارند والدین هستند که مى توانند کانون خانواده را مرکز پر از صفا و روشنائى کرده و یا به جهنمى سوزان مبدلش سازند. دل فرزندان دختر در گرو عشق و صمیمیت آنهاست .

خانواده ، همچون کارگاهى است که در آن خوبیهاى اصیل انسانى از محبت ، راءفت ، رقت ،، رعایت ، تعاون ، تضامن ، تجاوب ، عفو، اغماض ، ایثار و دیگر صفات انسانى هم مى روید و هم نمو مى کند و این همه صفات که از نیازمندیهاى مبرم یک جامعه اصیل و مرفه انسانى است ، در آنجا نضج مى گیرد، نموى که طبیعى و خالص است و از تشردهاى بى اثر و خشک قانونى بى نیاز است .

یکى از افتخارات بزرگ آئین مقدس اسلامى ، توجه خالص و تأکید فراوان در مورد نظام خانواده است .

جامعه یک مجموعه است متشکل از افراد که طبق قوانین خاصى با هم زندگى مى کنند، اگر افراد آن جامعه ، داراى استعدادهاى خوب و سپس ‍ اخلاق و روحیات عالى باشند، آن جامعه نیز موفق خواهد بود.

خانواده پایه اصلى سعادت هر فرد در جامعه محسوب مى شود، به طورى که اگر افراد خانواده بتوانند با روابطى شایسته و مناسب ، روح و جسم یکدیگر را آرامش بخشند و زمینه شکوفا شدن صفات و استعدادهاى درونى را آماده کنند، جامعه اى موفق به وجود خواهد آمد.

محیط سالم خانواده ، فضاى بسیار مناسبى است براى شکوفا شدن استعدادهاى فکرى و روحى و جسمى فرزندان ، تا بتوانند، به سعادت خود و اجتماع کمک کنند.

– نیاز عاطفى

یکى از نیازهاى ضرورى دختران وجود عاطفه در محیط خانواده مى باشد. اگر نیاز عاطفى دختر رفع نشود، کمبود محبت پیدا مى شود و با این کمبود عقده پیدا مى کند، خدا نکند یک دختر خانمى عقده اى شود چرا که خیلى خطرناک است، اگر در جامعه اى باشد دست به هر گونه عملى مى زند و اگر در جامعه نباشد آدم دل مرده اى بیش نیست .

والدین عزیز در نظر داشته باشید که اگر دختر کمبود عاطفه داشته باشد در خطر است پس مواظب باشید مهم تر از هر چیزى ، نیاز عاطفى دختران است .

– نیاز معنوى

فرق بین انسان و حیوان همین جاست ، حیوان یک بعدى است یعنى فقط غرائز دارد، نیازهاى مادى دارد و اگر خیلى بالا برود نیازهاى عاطفى دارد. اما انسان این گونه نیست انسان دو بعدى است بعد مادى و تمایلات و بعد روحى و معنویات که روحش از ملکوت سرچشمه گرفته است و به اندازه اى از نظر معنوى بالاست که پروردگار عالم او را به خود نسبت داده و با اضافه تشریفى فرموده است روح من و…

اگر انسان که غذا به روحش نرسیده و این روح مرده است شبانه روز به خاطر آنچه که این آیه شریفه بیان کرده گریه کند جا دارد.

در قرآن آمده است که مى فرماید:

ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون/ بدترین جنبندگان (و شقى ترین مردم ) نزد خدا کسانى هستند که (از شنیدن و گفتن حق ) کر و لالند و اصلا (در آیات خدا) تعقل نمى کنند.

پست تر از هر جنبنده اى کسى است که روحش مرده باشد آن کسى است که عقل دارد تعقل نکند، فکر دارد تفکر ندارد، یعنى روح او مرده است و نظیر این آیات در قرآن فراوان است که اگر انسان از نظر روحى مرد خیلى وضع خطرناکى پیدا مى کند و اگر غذا به او نرسید مى میرد. (۲۰)

این آیات الهى براى والدین یک ادله کافى است براى پى بردن به این که انسان به خصوص دختران احتیاج مبرم به معنویات دارند تا بتوانند فردى سالم از نظر روحى و فکرى باشند.

– دختر گل خوشبو

جارود ابن منذر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: به من خبر رسیده که دخترى برایت متولد شده و تو او را دوست ندارى ، او چه ضررى براى تو دارد؟ گلى است که مى بوئى و روزیش هم به عهده دیگرى است .

و کان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ابا بنات ، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هم پدر چند دختر بود.

– دختر سود خالص

البنات حسنات و البنون نعمه و الحسنات یثاب علیها و النعمه یسأل عنها/ امام صادق علیه السلام فرمود: دختران نیکى ها هستند و پسران نعمت ها، نیکى ها پاداش دارند و از نعمت ها سوال مى شود (بنابراین دخترها از نظر دینى براى پدر و مادر بیشتر بهره دارند).

– براى پسر و دختر شدن فرزند

اگر چه عموما پسر یا دختر شدن اولا در مرحله نخست یک درخواست خداوندى است و قرآن کریم هم در این زمینه مى فرماید:

یهب لمن یشاء اناثا و یهب لمن یشاء الذکور/ خداوند به هر که بخواهد فرزند دختر، و نیز به هر که بخواهد فرزند پسر عطا مى فرماید!

یعنى فرزند اگر صالح باشد دختر و پسر ندارد و انسان باید در تربیت آنان کوشا باشد چه بسیار دخترانى که مردان را تاب صعود به مقام و درجه آنها نیست ، آرى ممکن است در شرایط خاصى تربیت دختر به خاطر مسائلى که زمانه و جامعه ایجاد کند مشکل تر باشد ولیکن هر قدر که انسان بیشتر زحمت بکشد اجرش بیشتر و اثرات اجتماعى و دینى آن هم به خاطر تاءثیر شدید و عمیق مادر بر فرزند و خانواده بیشتر است . شاید بتوان گفت : یک بانوى شایسته بیش از یک مرد مى تواند در موقعیت جامعه مؤ ثر باشد، آن هم تاءکیدى که از هنگام انعقاد نطفه در رحم مادر چه از جهت دینى و چه در مسائل بهداشتى و روانى شده است .

– مزیت دختر بر پسر

گاهى موضوع اختلاف دختر و پسر است . زن و مرد هر دو غالبا فرزند پسر را بر دختر ترجیح مى دهند و از دختردار شدن خوششان نمى آید. اگر دختر پیدا کردند زن چون چاره اى ندارد سکوت مى کند لیکن مرد غالبا اظهار نارضایتى مى نماید.

این خوى زشت که متأسفانه عمومیت یا اکثریت دارد از عصر جاهلیت به عنوان یادگار براى ما باقى مانده است که از همان عصرى است که مردمش ‍ در اصل انسان بودن زن تردید داشتند. از دختردار شدن احساس شرمندگى و حقارت مى کردند، دختران بى گناه را زنده زنده به گور مى کردند. قرآن مجید احوالشان را یاد کرده مى فرماید:

هنگامى که خبر دختردار شدن به یکى از آنان مى رسید از خجالت رویش ‍ سیاه شده خشمناک مى گشت و در اثر آن خبر از مردم پنهان مى شد. مردد بود که آیا با خوارى و خفت او را نگهدارى کند یا در زیر خاک پنهانش سازد، آگاه باشید که بد قضاوتى دارند.

اما اسلام با این افکار غلط مبارزه مى کند. زن و مرد را یکسان و برابر قرار مى دهد.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: علامت خوش قدمى زن این است که اولین فرزندش دختر باشد.

اگر دختر بد بود خدا نسل پیغمبرش را در حضرت زهرا علیهاالسلام قرار نمى داد.

آقاى محترمى که مدعى تمدن و روشنفکرى هستى این افکار غلط را دور بریز. آخر دختر و پسر چه فرقى دارند!

هر دو فرزند و یادگار پدر و مادر هستند. هر دو انسان و قابل ترقى و تکامل هستند دختر نیز اگر با تعلیم و تربیت صحیح پرورش یابد فرد برجسته اى خواهد شد که مى تواند نسبت به اجتماع خدمات ارزنده اى انجام دهد و پدر و مادرش را سرافراز گرداند.

بلکه دختر از جهاتى بر پسر مزیت دارد:

اولا نسبت به پدر و مادر مهربانتر و دلسوزتر مى باشد. پسر وقتى بزرگ شد و استقلال پیدا کرد غالبا پدر و مادر را به خرج برنمى دارد و اگر آزارشان نرساند نفعى هم به حالشان نخواهد داشت، لیکن دختر در همه حال نسبت به آنان مهربان و دلسوز خواهد بود. مخصوصا اگر پدر و مادر بین دختر و پسر فرق نگذارند و حقوق دختران را پایمال نسازند همیشه محبوب و محترم خواهد بود.

ثانیا از نظر اقتصاد دختر کم خرج تر از پسر است . زیرا غالبا مدت توقفش ‍ در خانه پدر کمتر است . مدت کمى در خانه مى ماند سپس با مختصر جهازى به خانه شوهر مى رود و دیگر کارى با پدر و مادر ندارد لیکن پسر مدتهاى مدید بلکه تا آخر عمر سر بار پدر و مادر است .

ناچارند مخارج تحصیلش را بپردازند، شغل مناسبى برایش پیدا کنند، مخارج دو سال خدمت سربازیش را بپردازند، آنگاه برایش عروسى کنند. خانه و فرش و خرج عروسى و مهر زن مى خواهد، بعدا هم هر وقت محتاج شد باز سر بار آنها خواهد شد.

ثالثا اگر پدر و مادر بین دختر و پسر فرق نگذارند و با دامادشان خوش ‍ رفتارى کنند و ده یک محبت هایى را که به پسرشان دارند به دامادشان داشته باشند، در گرفتاریها و مشکلات داماد زودتر به یاریشان مى شتابد و غالبا با صفاتر و با وفاتر از پسر خواهد بود.

اصولا مگر دختردار شدن تقصیر زن است که شوهر به او ایراد مى گیرد زن و مرد هر دو در این باره شریکند، ممکن است زن به شوهرش اعتراض کند که چرا دختر درست کردى ؟ واقع مطلب این است که هیچکدام تقصیر ندارند.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: زمین جایش مى دهد و آسمان سایه بر سرش مى افکند و خدا روزیش مى دهد و گل خوشبویى است که از آن استفاده مى کنى .

– پاداش دختردارى

نسبت به دختردارى و اینکه فرزند دختر باشد، قبل از اسلام و اکنون نیز در برخى از مناطق که افراد نسبت به تعالیم درخشان اسلام رشد کافى ندارند، برخورد مطلوبى انجام نمى شد و نمى شود!

آرى براى اینکه با چنین فرهنگ منحطى برخورد صحیح به عمل آید و ارزشهاى انسانى دختران نیز مورد توجه واقع شود، پیشوایان بزرگوار اسلام ، نسبت به دختردارى ، رهنمودهایى بدین شرح بیان داشته اند:

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرموده است: خیر اولادکم البنات/ بهترین فرزندان شما، دختران مى باشند.

امام صادق علیه السلام مى فرماید:

ان ابراهیم (ع) سأل ربه این یرزقه تبکیه و تندبه بعد الموت/ ابراهیم خلیل از خداوند درخواست مى نمود، که پروردگار نصیب او گرداند، تا پس از مرگ براى او گریه و سوگوارى ترتیب دهد.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرموده: من یمن المراءه ان یکون بکرها جاریه/ از جمله مبارکى و میمنت زن اینست که فرزند اول او دختر باشد.

امام باقر علیه السلام فرموده:

اذا صاب الرجل ابنه بعث الله ملکا فامر جناحه على راسها و صدرها و قال ضعیفه خلقت من ضعف و المنفق علیها معان الى یوم القیامه/ آنگاه که خانواده اى داراى دختر مى گردد، خداوند فرشته براى حمایت و نگهبانى آن دختر مى فرستد، و مى فرماید: این دختر عنصرى ضعیف است که از ضعف و ناتوانى خلقت یافته و کسى که او را مورد حمایت و نگهدارى خود قرار دهد، چنین کسى تا روز قیامت مورد یارى و عنایت خداوند خواهد بود.

امام صادق علیه السلام فرمود:

من تمنى موت البنات حرم اجرهن ، و لقى الله تعالى عاصیا/ هر کس انتظار مرگ دختران خود را داشته باشد، از ثواب و پاداش ‍ دختردارى محروم مى گردد، و در حالى خداوند را ملاقات خواهد نمود که گنهکار و عصیان کار مى باشد!

بنابراین از آنچه مطالعه کردیم ، بهترین اولاد بودن دختر، مایه دختر و میمنت بودن او، اجر و پاداش معنوى دختردارى ، یارى و نصرت خداوند نسبت به خانواده دختردار، احتیاج پدر پس از مرگ خود به دختر، و ممنوعیت انتظار مرگ دختران را داشتن ، روشن گردید.

نکته دیگرى که در این رهگذر نباید مورد غفلت قرار گیرد این که ، حال که پاداش معنوى دختردارى روشن گردید، موضوع نگهدارى و تربیت و حراست و دقت در انتخاب همسر براى آنان نیز، نباید مورد بى توجهى واقع شود، و پدران و مادران هم در این زمینه مسئولیت سنگینى خواهند داشت ، چنانکه وضعیت پدران و مادرانى هم آنچنان حساس و درخور دقت و انصاف است که ، دیگران نیز باید اینگونه خانواده هائى را مورد حمایت و مساعدت خویش قرار دهند.

همچنین درباره مسئولیت دختردارى و آموزش و پرورش او، پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرموده :

من کانت له ابنه فادبها و احسن ادبها و علمها فاحسن تعلیمها، فاوسع علیها من نعم الله التى اسبغ علیه ، کانت له منعه و سترا من النار/ هر کس داراى دخترى باشد و تربیت و تعلیم او را به طور شایسته انجام دهد و درباره مخارج او نعمت هاى الهى را گسترش دهد، این عمل موجب حفظ و نگهدارى او و مانع از آتش دوزخ براى او خواهد شد.(۲۷)

– ارزش دختران صالح

آنچه در زمینه فرزندار شدن ارزش دارد، و آنچه در این زمینه اولیاء الهى خواستار آن بودند، بدون اینکه فرقى میان پسر و دختر باشد سلامت و وارستگى فرزند بوده است .

از امام على علیه السلام روایت شده است :

ما سئلت ربى اولادا نضر الوجه ، و لاسئلته ولدا حسن القامه ، ولکن سئلت ربى اولادا مطیعین لله ، و جلین منه ، حتى اذا نظرت الیه و هو مطیع الله قرت عینى/ من هرگز از خداوند فرزندانى درخواست نکردم که ، خوش منظر و خوش ‍ قامت و قد باشند، بلکه آنچه از خداوند خواستم این بود که ، فرزندانى به من بدهد که ، مطیع خدا و خداشناس و خداترس باشند، تا آنگاه چشمم به آنها مى افتاد و آنان در حال اطاعت خداوند هستند، چشمم روشن شود و آنان موجب عزت و آبروى من باشند.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: الولد الصالح ریحانه من ریاحین الجنه/ فرزند صالح و شایسته ، از گلهاى بهشتى خواهد بود.

امام صادق علیه السلام فرموده است :

میراث الله من عبده المومن ، ولد صالح یستغفر له/ میراث الهى که براى بنده مومنى به جاى مى ماند، عبارت خواهد بود از فرزند صالحى که سبب مغفرت آن بنده را فراهم آورد.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:

خمسه فى قبورهم و ثوابهم یجرى الى دیوانهم : من غرس نخلا، و من حفر بئرا، و من بنى مسجدا، و من کتب مصحفا، و من خلفت ابنا صالحا/ پنج دسته هستند که پس از مرگ نیز، به پرونده آنان ثواب و پاداش مى رسد، کسى که درختى بنشاند، آنکه چاه آبى حفر کند، کسى که مسجدى بسازد، آنکه قرآنى نگارش دهد، و کسى که از خود فرزند صالح و خدمتگزارى به یادگار بگذارد.

– دوست یابى براى دختران

دوست خوب و رفیق مهربان یکى از نعمت هاى بزرگ الهى و پناهگاه انسان و آرامش بخش دل و روان است . وجود دوست حقیقى در این جهان پرتلاطم یکى از احتیاجات انسان است . کسى که از نعمت دوست مهربان محروم باشد احساس غربت و تنهایى مى کند و یار و غمخوارى ندارد تا در مشکلات زندگى به او پناه ببرد و از یاریش برخوردار گردد. یکى از بهترین خوشیهاى زندگى رفت و آمد و گفتگوهاى دوستانه است ، که غمها را مى زداید و به انسان نیرو مى بخشد.

از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام پرسیدند که : بهترین وسیله آسایش ‍ در دنیا چیست ؟ فرمود: منزل وسیع و دوستان زیاد.

حضرت على علیه السلام فرمود: عاجزترین مردم کسى است که از بدست آوردن دوست ناتوان باشد.

حضرت على علیه السلام فرمود: فقدان دوستان یک نوع غربت و تنهائى است

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: انسان بر مرام و مذهب و روش دوست و همنشین خو مى گیرد

حضرت على علیه السلام فرمود: خوشبخت ترین مردم کسى است که با مردمان خوب معاشرت نماید

بنابراین پدران و مادران مسئول و آگاه نمى توانند به دوستانو رفقاى فرزندانشان بى تفاوت باشند و در این باره نظارتى نداشته باشند، این کار نه به نفع فرزند است نه به نفع پدر و مادر.

البته دخالت مستقیم پدر و مادر هم نه صلاح است نه نتیجه مى دهد، انتخاب دوست یک امر دستورى نیست و با امر و نهى درست نمى شود و… آنگاه با کمال صفا و مهربانى به او بگویند که : مى دانیم تو احتیاج به دوست و رفیق دارى ، تو اختیار دارى هر که را خواستى براى رفاقت انتخاب کن اما مواظب باش با بچه هاى بدون تربیت رفیق نشوى .

آنگاه از دور بر رفتار فرزندان و دوستان آنها نظارت داشته باشند.

بهر حال پدر و مادر نمى توانند بر دوستان فرزندانشان بالاخص در دوران جوانى ، نظارت و توجهى نداشته باشند و آنان را به حال خویش بگذارند.

حضرت على علیه السلام فرمود: هر چیز آفتى دارد و آفت خوبى رفیق بد است .

– حقوق دختر بر پدر

اما حق دختر بر پدر این است که (اولا) مادرش را (یعنى همسر خود را) احترام کند و با او حرف زشت نگوید، براى دخترش نام نیکو انتخاب کند، سوره نور به او یاد بدهد، ولى سوره یوسف (که ممکن است موجب وسوسه باشد) به او یاد ندهد، دخترش را در طبقه بالا جاى ندهد و در شوهر دادن او عجله کند، سپس حضرت صادق علیه السلام فرمود: وقتى دخترت را فاطمه نامیدى به او بد مگو، او را نفرین مکن و مزن .

– ازدواج دختران

هر پسر و دخترى که به سن رشد و بلوغ مى رسند بزرگترین آرزوهایش این است که ازدواج کنند، با تاسیس زندگى مشترک زناشوئى استقلال و آزادى بیشترى بدست آورند، یار و مونس مهربان و محرم رازى داشته باشند، آغاز زندگى سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج حساب مى کنند و برایش ‍ جشن مى گیرند. زن براى مرد آفریده شده و مرد براى زن و مانند مغناطیسى یکدیگر را جذب مى کنند.

زناشوئى و تاسیس زندگى مشترک خانوادگى یک خواسته طبیعى است که غرائزش در وجود انسانها نهاده شده است و این خود یکى از نعمت هاى بزرگ الهى است .

راستى به غیر از کانون گرم خانوادگى کجا را سراغ دارید که براى جوانان پناهگاه مطمئنى باشد؟ علاقه به خانواده است که جوانان را از افکار پراکنده و اضطرابهاى درونى نجات مى دهد. در آنجاست که مى توانند یار و مونس ‍ با وفا و مهربانى پیدا کنند که در شدائد و گرفتاریها یار و غمگسارشان باشد.

پیمان مقدس زناشوئى رشته اى است آسمانى که دلها را بهم پیوند مى زند. دلهاى پریشان را آرامش مى دهد افکار پراکنده را به یک هدف متوجه مى سازد، خانه ، جایگاه عشق و محبت ، کانون انس و مودت و بهترین آسایشگاه است .

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: بنائى در اسلام پایه گذارى نشده که نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از ازدواج باشد.

آرى خداى مهربان یک چنین نعمت گرانبهایى را به بشر عطا کرده است لیکن افسوس و صد افسوس که از این نعمت بزرگ قدردانى نمى کند و چه بسا، بواسطه نادانى و خودخواهى ، همین کانون مهر و مودت را به صورت یک زندان تاریک بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى سازد. در اثر جهالت و نادانى بشر است که محیط نورانى و باصفاى خانواده به صورت زندان دردناکى تبدیل مى شود که اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن زندان تاریک بسر برند یا پیمان مقدس زناشوئى را متلاشى سازند.

– مسئله اجازه پدر از نظر ولایت و از نظر فلسفه

مسئله اى که از نظر ولایت پدران بر دختران مطرح است این است که آیا در عقد دوشیزگان که براى اولین بار شوهر مى کنند اجازه پدر نیز شرط است یا نه ؟ از نظر اسلام چند چیز مسلم است:

پسر و دختر هر دو از نظر اقتصادى استقلال دارند، هر یک از دختر و پسر اگر بالغ و عاقل باشند و بعلاوه رشید باشند یعنى از نظر اجتماعى آن اندازه رشد فکرى داشته باشند که بتوانند شخصا خود را حفظ و نگهدارى کنند ثروت آنها را باید در اختیار خودشان قرار داد. پدر و مادر یا شوهر یا برادر و یا کس دیگر حق نظارت و دخالت ندارد.

مطلب مسلم دیگر مربوط به امر ازدواج است ، پسران اگر به سن بلوغ برسند و واجد عقل و رشد باشند خود اختیاردار خود هستند و کسى حق دخالت ندارد. اما دختران : دختر اگر یک بار شوهر کرده باشد و اکنون بیوه است ، قطعا از لحاظ اینکه کسى حق دخالت در کار او را ندارد مانند پسر است و اگر دوشیزه است و اولین بار است که مى خواهد با مردى پیمان زناشوئى ببندد چطور؟

در این که پدر اختیاردار مطلق او نیست و نمى تواند بدون میل و رضاى او، او را به هر کس که دلش مى خواهد شوهر بدهد حرفى نیست و… اختلافى که میان فقهاء هست در این جهت است که آیا دوشیزگان حق ندارند بدون آنکه موافقت پدران را جلب کنند ازدواج کنند و یا موافقت پدران به هیچ وجه شرط صحت ازدواج آنها نیست ؟

البته یک مطلب دیگر نیز مسلم و قطعى است که اگر پدران بدون جهت از موافقت با ازدواج دختران خود امتناع کنند حق آنها ساقط مى شود و دختران در این صورت به انفاق همه فقهاى اسلامى در انتخاب شوهر آزادى مطلق دارند.

راجع به اینکه آیا موافقت پدر شرط است یا نه؟ چنانکه گفتیم میان فقهاء اختلاف است و شاید اکثر فقهاء خصوصا فقهاى متأخر موافقت پدر را شرط نمى دانند ولى عده اى هم آنرا شرط مى دانند، قانون مدنى ما از دسته دوم که فتواى آنها مطابق احتیاط است پیروى کرده است .

فلسفه این که دوشیزگان لازم است یا لااقل خوب است بدون موافقت پدران با مردى ازدواج نکنند ناشى از این نیست که دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعى کمتر از مرد به حساب آمده است . اگر به این جهت بود چه فرقى است میان بیوه و دوشیزه که بیوه شانزده ساله نیازى به موافقت پدر ندارد و دوشیزه هیجده ساله طبق این قول نیاز دارد، به علاوه اگر دختر از نظر اسلام در اداره کار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشید استقلال داده است و معاملات چند صد میلیونى او را صحیح و مستغنى از موافقت پدر یا مادر یا شوهر مى داند؟

اینجاست که لازم است دختر مرد ناآزموده ، با پدرش که از احساسات مردان آگاه است و پدران جزء در شرایط استثنائى براى دختران خیر و برکت و سعادت مى خواهند مشورت کند و لزوما موافقت او را جلب کند.

آنچه در این مورد قابل اعتراض است عمل مردم ایرانى است نه قانون مدنى و نه قانون اسلام . در میان مردم غالب پدران هنوز مانند دوران جاهلیت ، خود را اختیاردار مطلق مى دانند و اظهار نظر دختر را در امر انتخاب همسر و شریک زندگى و پدر فرزندان آینده اش ، بى حیائى و خارج از نزاکت مى دانند و به رشد فکرى دختر که لزوم آن از مسلمات اسلام است توجهى نمى کنند، چه بسیار عقده هائى که قبل از رشد دختران صورت مى گیرد و شرعا باطل و بلااثر است .

عاقدها از رشد دختر تحقیق و جستجو نمى کنند. بلوغ دختر را کافى مى دانند. در صورتى که مى دانیم چه داستانها از علماء بزرگ در زمینه آزمایش رشد عقلى و فکرى دختران در دست است .

بعضى از علما رشد دینى دختر را شرط دانسته اند، تنها به عقد بستن دخترى تن مى دادند که در اصول دین بتواند استدلال کند و متأسفانه غالب اولیاء اطفال و عاقدها این مراعات ها را نمى کنند.

قانون مدنى داراى ماده ۱۰۴۲ که این ماده مى گوید:

بعد از رسیدن به سن پانزده سال تمام نیز اناث نمى توانند مادام که به سن هجده سال تمام نرسیده اند بدون اجازه ولى خود شوهر کنند.

طبق این ماده دختر میان پانزده و هجده هر چند بیوه باشد بدون اجازه نمى تواند شوهر کند. در صورتى که نه از نظر فقه شیعه و نه از نظر اعتبار عقلى اگر زنى واجد شرایط بلوغ و رشد باشد و یک بار هم شوهر کرده است لزومى ندارد که موافقت پدر را جلب کند.

– شیوه تشکیل و تحکیم بنیاد خانواده

براى تشکیل خانواده پنج شرط لازم است.

۱. رعایت صلاحیت لازم

موضوع صلاحیت و لیاقت را که ، از شرائط لازم تشکیل خانواده مى شماریم ، چیزى است که اولا قرآن کریم آن را مورد توصیه جدى قرار داده و مى فرماید:

و انکحوا الایامى منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم …/ بردگان و دختران جوان و بى همسرى را که صلاحیت دارند، به همسرى در آورید و براى آنان تشکیل خانواده دهید.

و ثانیا، آن طور که از این دستور کلى الهى استفاده مى شود و برخى از مفسران قرآن کریم هم بدان اعتراف کرده اند اولا این دستور غیر از بردگان ، یعنى همه پسران و دختران و خلاصه جوانان مجرد و بى همسر را شامل مى شود و ثانیا، همان طور که علامه طباطبائى و ملا فتح الله کاشانى و نویسندگان تفسیر نمونه نیز، با عبارتى مانند الصالحون للتزوج مطرح کرده اند، صلاحیت یک مفهوم کلى گسترده اى دارد، که هر گونه صلاحیت و لیاقت و توانایى فکرى ، فرهنگى ، اخلاقى و بالاخره صلاحیت جسمى و بدنى را نیز بر مى گیرد.

بنابراین ، براى برقرارى ازدواج و تشکیل خانواده ، آن طور که از قرآن کریم استفاده مى شود، لیاقت و صلاحیت و سلامت پسر و دختر باید به طور دقیق مورد توجه اولیاء و افراد ذى ربط قرار گیرد، و در صورت عدم چنین صلاحیت و آمادگى ، درصدد چاره اندیشى دیگر و سازندگى لازم برآید.

در زمینه معیار صلاحیت و لیاقت پسر و دختر هم براى تنظیم پیوند زناشوئى ، آن طور که از احادیث اسلامى بدست مى آید، در مرحله نخست و به عنوان اولویتهاى ضرورى ، این جهات باید رعایت گردد:

الف) معیارهایى که خانواده دختر، در زمینه ارزیابى داماد به عنوان اساسى ترین ارزش ، باید مورد توجه دقیق قرار دهند، دیندارى آگاهانه ، امانتدارى و اخلاق و رفتار شرافتمندانه او مى باشد.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرموده است:

اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه/ هر گاه کسى به خواستگارى دختر شما آمد که اخلاق و دیندارى او چشمگیر بود و براى شما جلب رضایت و آرامش مى کرد، دختر خود را به همسرى او در آورید.

امام جواد علیه السلام مى فرماید:

من خطب الیکم ، فریضتم دینه ، و امانته کائنا ما کان فزوجوه …/ چنانچه کسى به خواستگارى دختر شما آمد که ، دیندارى و امانت دارى او موجب خرسندى شما را فراهم آورد، اگر سایر شرایط را هم نداشت دختر خود را به ازدواج او برگزینید.

ب) معیارهائى را هم که خانواده داماد نسبت به عروس و دخترى که قرار است او را به همسرى فرزند خود در آورند، باید مورد توجه داشته باشند، صلاحیت و شایستگى است که عموما در عفت و پاکدامنى و سلامت اخلاقى دختر خلاصه مى شود.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:

خیر نسائکم العفیفه الغلمه ، العفیفه فى فرجها، و الغلمه على زوجها/ بهترین زنانى را که به همسرى خود انتخاب مى کنید، افرادى هستند که پاکدامن و نجیب بوده و در برابر شوهر رام و سر به راه باشند.

روى این حساب، سلامت و صلاحیت پسر و دختر، چیزى است که مى بایست رعایت شود و رعایت این جهات هم در تشکیل تحکیم خانواده ، نقش موثر و سرنوشت سازى خواهد داشت .

۲. پیوند مودت و رحمت

مودت، محتنى است بیشتر در دل و آتشین و دو طرفه یعنى هر دو طرف یکدیگر را دوست دارند.

مودت زمینه کشت بذر است که حاصل رحمت مى باشد و تا مودت نباشد رحمت نیست .

علیرغم روش برخى از افرادى که در جوامع ما، ازدواج را به صورت یک معامله مادى انجام مى دهند، و از این ناحیه با حوادث تلخ و دردناکى هم دست به گریبان مى شوند، در اسلام پیوند زناشوئى اولا به عنوان یک نشانه اى قدرت و حکمت الهى مطرح شده و ثانیا چیزى که بنیان خانواده را تحکیم و استوارى مطمئنى مى بخشد، کانون پر حرارت و پر جاذبه مودت و رحمت خواهد بود.

۳. عظمت و قداست ازدواج

غیر از مرحله مادى و طبیعى که موضوع مادى و معقول اجتماعى است ، آنچه در اسلام این پیوند را عظمت و قداست معنوى نیز مى بخشد، مرحله انسانى و پاداش الهى است که به دنبال تشکیل خانواده ، صورت مى گیرد، و چنین پیوندى عنایت و برکت خداوندى را به دنبال مى آورد.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرموده است:

ما من شى ء احب الى الله عزوجل من بیت یعمر بالنکاح/ در پیشگاه خداوند متعال ، هیچ کانونى محبوبتر از خانه اى که بوسیله ازدواج عمران و آبادى پیدا مى کند، نخواهد بود.

امام صادق علیه السلام مى فرماید:

رکعتان یصلیها المتزوج افضل من سبعین رکعه یصلیها العزب/ دو رکعت نمازى که افراد متاهل مى خوانند، از هفتاد رکعت نمازى که افراد عزب و مجرد انجام مى دهند، افضل و برتر خواهد بود!

۴. ناپسندى و ناگوارى طلاق

به همان میزانى که ازدواج در اسلام ، داراى ارزش و ستایش مى باشد، طلاق و جدائى زن و شوهر از هم ، مورد نکوهش و تنفر واقع شده است !

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:

ما من شى أبغص الى الله ، من بیت یخرب فى الاسلام بالفرقه ، یعنى الطلاق/ هیچ چیزى در نظر خداوند، از خانه اى که در جامعه اسلامى بوسیله طلاق و متارکه ، ویران و خراب مى گردد، منفورتر و ناپسندتر نمى باشد!

آن بزرگوار نیز مى فرماید:

تزوجوا و لاتطلقوا، فان الطلاق ، یهتز منه العرش/ پیوند زناشوئى برقرار کنید، و هرگز طلاقکارى نکنید، زیرا طلاق چیزى است که به خاطر آن عرش (که مبداء عدل و رحمت است ) به لرزه و اضطراب مى افتد!

البته این را هم نباید فراموش کنیم ، اصولا در یک جامعه اسلامى نباید طلاق واقع شده ، و پى آمدهاى دردناک آن انسان هائى را در آتش پر حرارت خود، بسوزاند، اما اگر در شرایط غیر تحملى پیش آید، و در مقایسه خیر و شر، ادامه زندگى و قطع آن ، متارکه امتیازاتى داشته باشد، درنهایت ، و پس از اینکه همه راه حلها و چاره جوئیها مسدود گردید، طلاق به عنوان یک عمل جراحى ، و تنها راه حل و نجات از مشکلات سخت تر، مجاز خواهد بود.

۵. مسئولیت تشکیل خانواده وظیفه سنگین اولیاء

اولیاء و پدران و مادران نیز، نسبت به پسران و دختران و زیردستان خود وظیفه دارند، زمینه ساز و اقدام کننده براى تشکیل خانواده آنان باشند.

بارى ، موضوع تشکیل خانواده جوانان را اسلام ، در مرحله نخست ، به عهده والدین گذاشته ، و حتى خوددارى از اداى این وظیفه سنگین ، تخلف و گناه نیز محسوب خواهد شد!

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:

من ادرک له ولد، و عنده ما یزوجه ، فاحدث فالاثم بینهما!/ هر کس ، فرزند او به حد بلوغ و آمادگى براى ازدواج برسد، و او توانائى تشکیل خانواده براى او فرزند خود را داشته باشد، و از این مسئولیت شانه خالى کند، در صورتى که براى آن فرزند لغزش و انحرافى پیش آید، گناه آن براى پدر و مادر و فرزند، هر دو نوشته مى شود و هر دو مسئولیت خواهند داشت !

در زمینه ازدواج و تشکیل خانواده براى جوانان مستعد، و افرادى که به نوعى احتیاج به راهنمایى و معاضدت دارند، بار این مسئولیت سنگین تر مى شود، چنانکه افرادى هم که به هر شکل ممکن مادى و معنوى ، براى ازدواج افراد بى همسر یارى و اقدام مناسب معمول مى دارند، و کدخدا منشى مصلحانه مى نمایند، از فضیلت و پاداش دنیوى و اخروى بهره مند مى گرداند.

بنابراین ، در شرائطى که عموما در شرق و غرب ، نظام خانواده از تعهد و مسئولیت هاى اخلاقى تهى شده و نابسامانى و بى بند و بارى دردناکى محصول آن گردیده است ، در اسلام به منظور تشکیل و تحکیم بنیان خانواده ، وسائل و تهمیدانى به کار گرفته شده ، که هم تعهد اخلاقى و حقوقى مى آفریند و هم از بسیارى از عوارض و ضایعات کمرشکن جلوگیرى به عمل مى آورد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *